من این کار را حتما انجام میدم بعد از اینکه لاغر شدم؟!؟!

من این کار رو انجام میدم——— بعد از اینکه لاغر شم؟!؟!؟

این چیزیه که من همیشه و در همه زمانها به خودم میگفتم.

زمانی که دبیرستانی بودم و برای نمایش آماده میشدم…….

اوه من خیلی چاقم،سال بعد که وزن کم کردم نمایش اجرا میکنم.

وقتی میخواستم با دوستام برم بیرون…..اول باید وزن کم کنم! زمانی که میخواستم لباس نو بخرم….

خوب وقتی نیاز دارم این همه وزن از دست بدم منطقی نیست که لباس بخرم!

 

 

زمانی که اضافه وزن داشتم هر مشکلیُ به اون همه حجم چربی توی بدنم ربط می دادم .

باور داشتم چربیهام مثل یک بار سنگین روی دوشمه که باید تحملش کنم و باعث شرمساری.

اما  وقتی که وزن کم کردم باعث نشد مشکلات زندگیم درست بشن،

اصلا نرفتم به سراغ اون بوتیکی که همیشه آروز داشتم ازش یک تیشترت خوشگل بگیرم و …..

 در صورتی که فکر میکردم با وزن کم کردن مشکلاتم هم کم میشن.

 

البته این مسئله برام ویران کننده بود و همچنین یک روشنگری:

با بیدار کردن من به این حقیقت که از غذا به عنوان یک مکانیزم دفاعی در مقابل مشکلاتم استفاده می کردم.

من مجبور بودم که تمام کارها رو با درد ، اضطراب و ناراحتی شروع کنم و دیگه

 برای فرار از مشکلات به سمت غذا نرم.البته پدرم درومد تا به این شرایط عادت کنم.

باعث شد من اعتماد بنفس و آرامش بیشتری داشته باشم و دیگه به دنبال یک راه فرار نباشم.

 

این یک جمله کلیشه ایی ولی قدرت خیلی زیادی داره:(آویزه گوشم کردم)

            *من متوجه شدم احساس خیلی خوبی دارم زمانی که وارد زمین بازی میشم حتی

          اگه بازی خیلی سخت باشه حتی اگه فقط در کنار زمین بازی بشینم نه اینکه ازش فرار کنم*

 

 

اگه الان روزها،ماه ها و سال هایی را که به خاطر چاق بودنت از دست دادی رو حساب کنی

فکر کنم برق از کلت بپرِ.

ببین چقدر کار نیمه تمام گذاشتی یا اصلا جرات انجام دادنش رو نداشتی.زمان خیلی زیادی؟!

در ذهن من، مشکلم چاق بودنم بود نه طرز فکرم نه رابطه ام با غذا و نه عادت های روزانم،

کل مشکلاتم رو با وزنم قیاس می کردم

.

پس مشکل وجود خارجی نداشت فقط ذهن من اون رو ساخته بود اونهم به این دلیل که

              *معمولا مردم بین مشکل و وضعیت تفاوتی قاعل نمی شن*

 

همه چیز مربوط به ادراکِ.اینکه آیا یک موقعیت یک مشکله یا نه به این بستگی داره که چطور اون رو درک میکنیم.

موقعیت شامل وضعیتهای سختیه که هروز برای همه مردم اتفاق میفته.

اما مشکلات : برای من و تو اتفاق نمیفته فقط توی کلمون درست میشه.

وقتی این تفاوط رو درک کردی یادمیگیری که جلوی درست شدن مشکل رو بگیری و هر روز شادتر بشی.

 

اکارت تلی(eckart tolle) نویسنده مشهور میگه:

        *باید درک کنیم هیچ مشکلی وجود نداره،تنها موقعیت ها هستن که باید رسیدگی بشن یا

         باید کنار بزاریشون تا زمان مناسب یا همین چیزی که هست قبولش کنی….. تا زمانی

        که قابل رسیدگی باشن.*

 

بهترین راه برای درک موقعیتی که الان توی اون زندگی میکنی :

 

فهمیدن و پذیرش مسولیت خودمان در زندگیست

مهم ترین کار اینه که بفهمی تو کسی هستی که مشکل را ایجاد میکنی و خودت باید متوقفش کنی.

این رو بدون عکس العمل تو نسبت به موقعیت ها موجب درست شدن 

درد در زندگی میشه نه خود موقعیت یا شرایط.

خودما مجرم واقعی هستیم نه شرایط ؛

فهمیدن این موضوع بسیار رهایی بخشه،ذهن رو باز میکنه تا به راحتی راهی برای حل

وضعیت موجود پیدا کنه با درک مسولیت پذیری می فهمی کنترل تغییر وضعیت دست خودته

و هر لحظه میتونی بلندشی و

با(توکل به خدا….) میتونی از این وضعیت خلاص شی.

 

گاهی اوقاط من این مطلبُ زود فراموش میکنم شاید توهم همینطور پس همیشه به خودت یاداوری کن:

چاق بودنت یا حجم بدنت مانع رسیدن تو به عشق،شغل،کار یا کارهای مورد علاقت نیست.

بدن تنها یکی از قسمتهایی که نشون میده توکی هستی و حتی به مهمترین قسمت هم نزدیک نیست.

 

 

 

 

 

905 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *